کد خبر:4652
تاریخ انتشار:۱۹ شهريور ۱۳۹۲

محمود بهره مند/از گلخن تا گلشن

نگاهی گذرا به حمام های داراب

در اسلام غسل کردن، چه به صورت واجب و چه مستحب،درمناسبت های مختلف به مسلمانان سفارش شده، به همین دلیل بعد از اسلام،شاهان ایرانی و افرادخیّر،در اکثرشهرهای ایران اقدام به ساخت و ساز حمام نمودند.

ایرانی ها بیش از سه هزار سال،سابقه ساختن حمام های عمومی، در شهرهایشان داشته اند. براساس سنگ نبشته ها،اولین حمام را جمشید جم، پادشاه پیشدادی ساخت. روند گسترش حمام از نظر کّمی و کیفی، در عصر حاکمان با نژادهای مختلف و منطبق با سلایق آنها شکل گرفته که همسو با تکامل جوامع وباالطبع معماری سازگار با شرایط فرهنگی و اجتماعی آن دوره بوده است.
شست و شوی بدن و استحمام نزد ایرانیان، جدا از پاکیزگی جسم، صفای روح هم بوده چرا که یک آئین مذهبی بشمار می آمده است. همه ادیان، آنهایی که قبل از اسلام بودند، مثل میترائیسم(مهرپرستی)یا زرتشتی،طهارت و غسل کردن از شرایط شرکت در مراسم و آئین های آنها محسوب می شده است.کاوشهای باستان شناسی،مؤیّد این نظریه است که ساخت حمام های عمومی از زمان سلسلۀ هخامنشیان،در شهرهای ایران رواج داشته است. در کاخ شاهی تخت جمشید،نشانه هایی از حمام پیدا کرده اند.
در اسلام غسل کردن، چه به صورت واجب و چه مستحب،درمناسبت های مختلف به مسلمانان سفارش شده، به همین دلیل بعد از اسلام،شاهان ایرانی و افرادخیّر،در اکثرشهرهای ایران اقدام به ساخت و ساز حمام نمودند. مثلاً در اصفهان، تنها  در دوره صفویه152 حمام ساخته شد. یکی از ویژگی های حمام های ایرانی ، تزئین درو دیوار آن با کاشی های معرّق، هفت رنگ،خشتی و کاشی با تصویر انسانی است.

بنابراین بقایای ساختمان اینگونه حمام ها در هرکجا بیانگر هنر معماری ایرانی می باشد.جدا از تنوع و زیبایی کاشی ها، نکات فنی و هنری در ساخت و ساز حمام های ایرانی عبارتنداز: شبکه آب رسانی به خزینه، گرم خانه، بینه، حوض و حوضچه ها و فواره ها، تأسیسات گرم کردن هوای داخل حمام، چگونگی آب بندی مخازن آب و گرم کردن آب، راهروهای باریک و طولانی و هشتی میانی، ارتفاع زیاد رختکن، ورودی ها و خروجی ها، بهره گیری از آب قنات و ضد زلزله بودن و کاهش ارتعاشات لرزشی.
معمولاً حمام ها را در مسیری می ساختند که آب جاری چشمه ها و جویبارها بر آن مسلط باشد. در اماکنی که آب چشمه و رودخانه و... جریان نداشت، از آب قنات بهره برداری می کردند. در این صورت باید حمام را در عمقی بسازند که آب قنات برآن، به قول دارابی ها سوار شود.گرمخانه (تون) مکانی است که گرمای حمام از آنجا تأمین می شود بدین منظور از سوخت های مختلفی مانند چوب، روغن سوخته و گازوئیل استفاده می کردند و حرارت توسط کانال هایی، سراسر کف حمام را از زیر فرا می گرفت.

این شبکه، گرمای تولیدی گرمخانه را در تمام سطح حمام گسترش می داد.مکانی که از کف حمام دو تا سه پله، بالاتر، و سکویی زیبا و مفروش بود؛ سربینه یا بینه می گفتند که از نظر تزئینی، زیبا ترین قسمت حمام بود که با تصاویر نقاشی یا کنده کاری و حجاری آراسته شده بود. رختکن که نسبت به جاهای دیگر ارتفاع بیشتری داشت در همین مکان قرار می گرفت. فضاهای خوش فرمی در اینجا وجود داشتند که جاکفشی بودند. یعنی قبل از رفتن به سطح بینه، باید کفش ها را با نظم در جا کفشی قرار می گرفتند. البته در قسمت رختکن، چندآینۀ قدی نصب شده بود که افراد، سرووضع خود را در آنها مشاهده می کردند. بینه باوجود اینکه یکپارچه جلوه می کرد؛ دارای گوشه هایی خلوت و تودرتو بود که فضایی مناسب برای استراحت، عبادت و گفتگو عرضه می کرد.

 


چون حمام حدود4تا5 متراز سطح زمین، پائین تر بود؛ بنابراین ارتعاشات ناشی از زلزله را می گرفت و مانع از انتقال آن به بدنه و سایر قسمت های حمام می شد. جدا از ضربه گیری و ضد زلزله بودن این نوع ساخت و ساز از نظر حرارتی هم ، گرمای درون حمام را نگه می داشت. چرا که هرچه بیشتر در عمق باشیم به همان نسبت حرارت هم افزایش می یابد. تا جایی که در قدیم، غیر از این روش اصولاً ساختن حمام و کارایی آن غیر ممکن بود.
مصالح حمام بستگی به نوع حمام و هزینه ای که برای ساختمان آن اختصاص می یافت؛ فرق می کرد. در حمام های مجلل، از سنگ مرمر برای ستونها و کف و لبۀ حوض ها و حوضچه ها استفاده می شد. برای بدنه و جاهایی که بیشتر در معرض دید قرار داشتند، از کاشی بهره می بردند. مثل سکوها، کف و دیوارۀ حوض و حوضچه ها. از آجر برای دیوارهای حمام و سقف و سنگ لاشه برای پایه های حمام، تنبوشه ( لولۀ سفالی که در زیر خاک یا توی دیوار بکار برند) استفاده می کردند.

لوله های سفالی جهت سیستم آبرسانی و از همه مهم تر ساروج بود. ساروج از اهم مصالح ساختمانی حمام بود که در خزینه، تزئینات سقف حمام و پوشش داخلی حوض ها، کاربرد داشت، ساروج ترکیبی از آهک، خاک رُس، خاکستر و سفیدۀ تخم مرغ بود و در حمام های پادشاهان، اعیان و اشراف، همراه آهک، شیرۀ خرما یا انگور قاطی می کردند تا درجۀ چسبندگی آنها بیشتر شود. هرچند وقت زیادی می طلبید تا شیره های مخلوط شده، خشک و سفت شوند. در حمام های تاریخی، که هنر یک عصر حکومتی را به نمایش می گذاشت، روی مصالح آن بسیار حساس بودند و دقت وسواس گونه ای داشتند؛ در پوشش سطح بیرونی از نی مرداب، برای استحکام و ظرافت آن استفاده می کردند.

ملاط آهک و مواد ترکیبی آن (ساروج) بهترین و مقاوم ترین مصالح برای روکش کردن دیوارها و سطوح جاهای مرطوب بود. چرا حمام های قدیمی را پائین تراز سطح زمین می ساختند؟ همانطور که قبلاً اشاره شد؛ دو دلیل مهم برای این کار داشتند: یکی گرما و حرارت حمام که به آسانی از راه دیوارها به نقاط دیگر منتقل شود. دوّم اینکه دسترسی به آب قنات، در سطحی پائین تر از سطح زمین، راحت و امکان پذیر بود. بعد از تأمین آب، نوبت به نور خورشید می رسید برای روشنایی و مهمتر از همه ضد عفونی کردن مکان و فضای حمام تا حد ممکن. نور فضای حمام از سقف تأمین می شد. .

نورگیرها معمولاًدر مراکز و یا دور تا دور سقف ها، جاگرفته وبا هندسۀ سقف هماهنگی پیدا می کردند. با این عمل، سقف نورانی تر نشان داده می شد و سایه روشن زیبایی بر روی آن ایجاد می گردید. از گنبد های شیشه ای که به آن (( جام خانه)) یا ((گُل جام)) می گفتند؛ در سقف و در قسمت پشت بام استفاده می شد که قابلیت جابجا شدن داشت. بدین معنی که هرگاه حرارت فضای داخل حمام بیش ار حدّ تحمل بود؛ آنرا کنار می کشیدند تاهوای گرم و بخارآب شدید، بیرون رفته و حرارت داخل حمام تنظیم شود و سپس در جای اولیه قرار می دادند. یعنی هم نقش ترموستات و هم تهویه را یکجا انجام می داده است.
حمامهای معمولی، گل جام و تزئینات دقیق، با هزینه بالا را نداشتند، همۀ امکانات در نوعی ساده و تا حد رفع نیاز مردم، مهیا شده بود. سپس به حوض بسیار زیبا با خوش سلیقگی معمارهای ایرانی در وسطِ فضای بینه و رختکن، یعنی قسمت ورودی حمام، با فواره ای در وسط آن روبرو می شویم. آب خنکی درون آن قرار دارد تا حمام روندگان، قبل از پوشیدن لباس، پاهای خود را تا قوزک در آن قرار دهند. این عمل هم دمای بدن مخصوصاً قسمت سر و صورت را کاهش می دهد و هم آرامش اعصاب را به همراه دارد. البته آب باید((کُر)) باشد تا از جهت شرعی اشکال نداشته باشد. آب کُر از نظر شرعی باید دارای طول و عرض و ارتفاع سه وجب و نیم با شد.  چون هر وجب حدود 22 سانتی متر است پس ابعاد سه گانه آن هرکدام هفتاد سانتی متر که حجم آن تقریباً 343000 سانتی متر مکعب می شود که معادل384906 تا377419 گرم وزن دارد.
 نورگیرهای سقف حمام را، طوری تنظیم می کردند تا اکثر ساعات روز، نور خورشید روی آب حوض بتابد. انعکاس آن علاوه برا فزایش روشنایی، رقص نور سایه راهم  ایجاد می کرد. پاشویه حوض به کانالی متصل می شد که هنگام تخلیۀ آب را به خارج از حمام منتقل می کرد. یکی دیگر از قسمت های حمام در گذشته، راهرو دارای پیچ و خم بود تا گرما و بخار آب از درون به رختکن و سربینه نرسد. البته در داراب که توضیح داده خواهد شد اینگونه نبود یعنی راهرو پیچ و خم دار و هشتی متصل به آن کمتر دیده می شد. مزیت دیگر این راهروها، این بوده که افرادی که وارد حمام می شدند، نتوانند از سربینه مستقیماً قسمت داخل و افرادی که در حال استحمام بودند را ببینند. مکان اصلی درون حمام خزینه بود.

شکلی مدوّر با نمایی دایره ای یا بیضوی با ارتفاع یک تا یک و نیم متر که گنجایش آب زیادی داشت. افراد به طور جمعی در آن رفته و چرک و عرق را از بدن می زدودند و غسل می کردند. آب آن در زمستان بسیار گرم و در فصول دیگر، متناسب با هوا تغییر می کرد اگر تعداد زیاد بودند؛ روی لبه های آن می نشستند ؛ تا نوبتشان شود. در کنار بعضی از خزینه ها، یک خزینۀ آب سرد بزرگ و عمیقی وجود داشت، بنام ((چاله حوض)) که وقتی پرآب می شد، مردم بویژه در تابستان، در آن آب تنی می کردند. ته خزینه و در کنار آن دیگِ مسی بزرگی بود که وقتی گرم می شد، حرارت خود را به آب منتقل می کرد و بدینوسیله آب خزینه گرم می شد. در وسط و ته آن مجرایی بود که به وسیله در پوش، بسته می شد.وقتی می خواستند آب خزینه را تعویض کنند، این درب پوش را بر می داشتند و آب در کانال هایی، بمانند سیستم قنات، که تا خارج شهر ادامه داشت  به بیرون هدایت می شد. در هر 200 الی 300 متر، یک حلقۀ چاه، به منظور دسترسی به کانال ها و لایروبی آنها، حفر شده بود.
 البسه و پارچه هایی که در حمام مورد استفاده قرار می گرفتند؛ عبارتند از: انواع زیر اندازها، قالی های متری، جاجیم، سارق های زردوزی شدۀ سنتی(پارچه های نفیس مربعی شکل)، بقچه های کرباسی، تن خشک کن های متعدد و متنوع، لیف، قطیفه(قدیفه)، لُنگ، دستمال پیش سر، سرخشک کن(مخصوص خانم ها)،بقچه مخمل، بقچۀ ترمه.
ظروفی که در حمام کارایی داشتند؛ عبارتند از:     
طشت، مجمعۀ مسی، مشربه، لَگن، کاسه های فلزی، طاس بزرگ و کوچک( که به نوع کوچک آن طاس دعا  می گفتند)، ظرف های کوچک فلزی برای داروی نظافت( واجبی – نوره).
وسایل شوینده و آرایشی:
سِدر(برگ درخت کنار ساییده شده)، خِضاب( حَنا- وَسمه- گُلگونه)، سفیداب، گِل سرشور،تخم مرغ، پوست نارنج نرم شده)، مُورد((mourd))، چوب آزار، شانۀ تخته ای و فلزی، تخم شوید، مومیا، پیاز.
حمامهای داراب:
در سال هایی که هنوز مکانی مشخص برای استحمام وجو نداشت، مردم با فاصله زمانی زیادی به شستشوی خود می پرداختند. در کنارجوی، نهر ورودخانه ها نظافت می کردند یا در منازل بوسیلۀ چند ظرف آب یا استفاده از آب خُمره های سفالی، سر و تن را می شستند.
روستاهایی که در دشت واقع بودند؛ روی جویبارها سنگ چینِ استوانه ای، بعنوان جان پناه می ساختند و درون آن استحمام می کردند. در مواقعی که هوا رو به سردی  می رفت، در کنارِ سنگ چین، اجاقی درست کرده و آب را گرم می کردند.     
روستاهایی که در منطقه کوهستانی واقع شده بودند؛ نیاز مبرمی به حمام داشتند. به علت هوای سرد و شکل طبیعی رودها و جویبارها و مسیر ناهموارآنها، ساختن حمام به شیوۀ استوانۀ سنگ چین، مشکل بود. بناچار شکل بسیار ساده ای مثل اتاقک یا سرپناهی برای نظافت با آبهایی که در منازل گرم می کردند؛ بوجود آوردند. بعدها اولین حمام های عمومی در این مناطق مانند لایگردو و شکرویه ساخته شدند. همچنانکه در روستاهای پُرجمعیت دشت، حمامهای عمومی اولّیه که نسبتاً، قدمت زیادی هم دارند ساخته شدند.
ادامه دارد ...                                       

منبع:نشریه همگام داراب

اخبار مرتبط

نظرات