کد خبر:5408
تاریخ انتشار:۵ اسفند ۱۳۹۲

تفرج گاه های فراموش شده؛

مرثیه ای برای رودبال ...

اما اگر می خواهید برای تفریح آنهم نه مجردی بلکه به اتفاق اهل منزل و کلی قوم و خویش و آشنا یک روز جمعه و یا تعطیلی به یکی از تفرجگاه های همین داراب خودمان بروید کجا را انتخاب می کنید؟

علی زارعی - شما برای تفریح و و گذر اوقات خوش به کدام نقطه  جهان، کشور، استان و یا شهرستان تان سفر می کنید؟  اگر پول دارید و وضع جیب مبارک خوب است و حال و هوای تفریح به سرتان زده و کاری به کار قیمت دلار ندارید و برایتان هم مهم نیست که  با ارز مرجع به سفر و تفریح بروید یا مبادله ای و یا آزاد (که با شما کاری نداریم) (ببخشید من اضافه کردم: و باز هم کاری به قیمت های لحظه ای نداریم و هریک ساعت، قیمت، به صورت تصاعدی افزایش پیدا میکنه ) و صد البته برایتان سفر خوشی را آرزو می کنیم و از همین جا و همین الان عرض می کنیم سفر بخیر؛ خوش بگذرد.

اما اگر سرو کارتان با ارز ازهر نوع آن نیست و می خواهید سفری برای رفع خستگی به هر نقطه کشور داشته باشید امیدواریم وضع جیبتان خوب باشد و ایام تان را با یک تفریح خوب و دیدن اماکن تفریحی که در کشور ما کم نیست سپری کنید ولی خواهش می کنم بعد از بازگشت از این تفرجگاه های تاریخی و طبیعی غر نزنید و شهر و اماکن تفریحی ما را با بقیه شهر ها مقایسه نکنید که ....

مثلا اگر رفتید سپیدان، یاسوج، شهرکرد، اصفهان و هر نقطه ای از کشور نگوئید عجب جای زیبایی، کاش شهر ما هم از این جور تفرجگاه ها داشت، شما به تفریح و سرگرمی خودتان مشغول باشید و از این فرصت مغتنم استفاده کنید که چه بسا به هزار علت ناشناخته شاید چنین فرصتی پیش نیاید.

اما اگر می خواهید برای تفریح آنهم نه مجردی بلکه به اتفاق اهل منزل و کلی قوم و خویش و آشنا یک روز جمعه و یا تعطیلی به یکی از تفرجگاه های همین داراب خودمان بروید کجا را انتخاب می کنید؟

حتما بدنبال محلی هستید که دو ویژگی در آن باشد: 1- آب جاری 2- درختان بلند و دارای سایه سار خنک که شما را از گزند آفتاب تند این دیار حفظ کند.

اگر این حرف ها را سال ها پیش می زدیم اولین جایی که در مخیله شما هم مثل نگارنده خطور می کرد تفرجگاه رودبال بود جایی که همه ویژگی های ذکر شد0ه در آن به خوبی  نمایان بود، هم آب فراوان و زلال ، هم درختانی با  سایه اندازی بزرگ که آدمی راغرق  شور و شعفی وصف ناپذیر می کرد،  یک محل رؤیایی برای آسایش، تفریح، گرفتن عکس های خاطره انگیز با مناظر چشم نواز، براستی آیا امروز هم از آن فضای دل انگیز خبری هست؟

با جدی شدن ساخت سد رودبال وآغاز عملیات اجرایی آن وضعیت این منطقه  بخصوص در بخش جلویی دیواره سد نیز دگرگون شد، همه توجه ها به سوی ساخت سدی متمایل شد که قرار بود روزی آب شرب، کشاورزی و صنعتی منطقه را تأمین نماید و البته بناست تا پس از اتمام و آبگیری سد سهمی نیز برای محیط زیست در نظر گرفته شود اما در صورتی این مهم محقق خواهد شد که در زمان آبگیری سد و جمع شدن آب در دریاچه آن محیط زیستی باقی مانده باشد البته این را نیز نباید از نظر دور داشت که خود دریاچه سد در آینده می تواند یک محیط زیست جدید را بوجود بیاورد گر چه محیط فعلی پشت سد در آینده کاملاً به زیر آب خواهد رفت.

براستی چه کسی مقصر اصلی این وضعیت نا به سامان این تفرجگاه است؟ مگر مردم داراب با توجه به خشکسالی های اخیر چند مکان قابل توجه برای تفریح دارند؟ اصلا صرف نظر از تفرجگاه بودن این محل با توجه به وجود آب و گیاهان سبز و هوای مطبوع این منطقه به خودی خود یک زیست بوم و اکوسیستم زنده است که دارای انواع مختلفی از گیاهان، جانوران بزرگ و کوچک  می باشد که در سایه بی توجهی و بی مبالاتی، خود به خود از بین می روند و  یا بهتر بگوئیم از بین رفته اند و اندک موجودات زنده آنهم بدرود حیات خواهند گفت.

معلوم  نیست در این میان اداره محیط زیست و یا منابع طبیعی شهرستان های داراب و استهبان چه وظیفه ای بر عهده دارند و رسیدگی به این اکوسیستم دچار سانحه شده به عهده کدام اداره و یا نهاد است!

گرچه بواسطه اختلافی  که بین شهرستان های داراب و استهبان بر سر خطوط مرزی وجود دارد رسیدگی به وضعیت محیط زیست رودبال هم با مشکلاتی مواجه شده اما باید بیاد داشته باشیم که توجه  به محیط زیستی که منافع آن نه تنها  به مردم در این دو شهرستان می رسد  بلکه برای ایرانگردان و یا هر هموطن و یا جهانگردی که گذرش به این منطقه برسد خواهد رسید؛ آیا اداره های کل محیط زیست و منابع طبیعی و مدیران این دو شهرستان نباید خود را در برابر تخریب این اکوسیستم مقصر بدانند و برای احیاء آن تلاش کنند؟

ای کاش همین حضرات در سیزده بدر امسال، خود در این منطقه حاضر بودند و می دیدند که چه تعداد از مردم داراب و یا شاید استهبان برای پیدا کردن اندک سایه ای با چه مشکلاتی مواجه بودند و اکثریت مردم به دلیل نبود درخت و سایه دار مناسب ناچار بودند تا چادر مسافرتی بر پاکنند و یا با هر شیوه ای برای چند ساعتی سایه اندازی را مهیا نمایند. عده ای هم که ناچار شده بودند در زیر  آفتاب  تند و هوای گرم آنروز سپری نمایند. آنچه دل هر بیننده ای را می سوزاند نگاه کردن به تنه درختانی است که خشک شده اند و برای همیشه با این محیط خداحافظی کرده اند، بی شک برای کسانی که هر ساله چندین بار برای تفریح به این منطقه می آمدند و خاطرات سال های گذشته را مرور می کنند دیدن این مناظر ناراحت کننده است. آری با دیدن درختان خشکیده و فضایی که دیگر آن روح و طراوت را ندارد باید برای رودبال مرثیه ها سرود و بر خاک آن اشک ریخت و برای مسببان آن لوح تقدیر همراه با  تسلیت فرستاد.

 

اخبار مرتبط

نظرات