کد خبر:6260
تاریخ انتشار:۳۱ مرداد ۱۳۹۳

داراب جرد (دارابگرد) در قرن یازدهم و دوازدهم هجری

آبش فراوان و غله اش ارزان، هوایش فرح انگیز و خاکش بهجت آمیز است. فواکه گرمسیری آن ممتاز و خرمایش بامتیاز است. فی الواقع آنجا را بهتر از اکثر بلاد فارس توان گفت.

جلیل سلمان - کتاب "ریاض السیاحه" اثر نفیس "مولانا حاج شیخ میرزا زین العابدین شیروانی مست علی شاه" عارف بزرگ قرن یازدهم و دوازدهم است که توسط "حسین بدرالدین" و با مقدمه و تصحیح مرحوم "آقای حامد ربانی" در سال 1339 توسط انتشارات سعدی در تهران انتشار یافته است.

در این کتاب ذکر احوالات ملک "داراب جرد" نیز به قلمی زیبا، طبعی دلنشین و لفظی دلنواز آمده است که تقدیم علاقمندان به تاریخ و ادب شهرمان داراب می شود.

در شرح و توصیف شهر داراب ، "مولانا حاج شیخ زین العابدین شیروانی" چنین آورده است : 

«قصبه ایست دلنشین و شهریست نزهت قرین، محتویست به قرای دلگشا و دهات خرم پیرا، مشتملست بر مرغزارهای خوش و چمنهای دلکش شیما، هنگام بهار رشک گلستان مصر و قندهار است .شهر قدیم آنجا داراب اکبر بشکل تدبیر در دشت بنهاده اکنون آن شهر خراب و ویران افتاده است.شهر جدید قرب کوه واقع، طرف شمالش فی الجمله مسدود و سایر جوانبش واسع است.

آبش فراوان و غله اش ارزان، هوایش فرح انگیز و خاکش بهجت آمیز است. فواکه گرمسیری آن ممتاز و خرمایش بامتیاز است. فی الواقع آنجا را بهتر از اکثر بلاد فارس توان گفت. مردمش شیعه مذهب و گروهی خوش مشربند. ارباب حال و اصحاب کمال از آنجا بسیار برخاسته و به زیور محامد ذات و محاسن صفات آراسته اند. بسبب لطافت آب و هوا اهل آن دیار خالی او]از[ ذوق نباشند.

مقال در بیان بعضی از معارف آن دیار بطریق اجمال:

]حاکم داراب جرد [ :

-حاکمش "میراز محمد بن میرزا هادی"، جوانی است خوش نهاد و نیک اعتقاد به حلاوت گفتار و ملاحت رفتار موصوف و به طهارت ذات و محامد صفات معروفست.

وی از اولاد" میر غیاث الدین دشتکی" است.

]عالمان داراب جرد [:

-مولانا محمد نصیر :

فاضل گرانمایه و عالم بلند پایه بود و بمحامد ذات و محاسن صفات کوی مسابقت از همگنان می ربود در بدو حال تحصیل کمالات در دارالملک اصفهان نموده آنگاه طریق مسافرت عراقین پیموده با زمره علماء و فضلای عصر صحبت کرده آخرالامر دست طلب گریبان گیر او شده به خدمت سلطان العارفین مولانا حسین علی شاه قدس سره رسیده و از یمن همت آن حضرت به درجه عالی فایض گردیده با جمعی از مشایخ سلسله علیه صحبت داشته آخر الامر رایت مراجعت بوطن مالوف برافراشت و هم در آن دیار وفات یافت.رحمه الله علیه.

-میراز محمد علی بن میرزا اسحاق :

وی شیخ الاسلام آن دیار است.در کمالات نفسانی و فضائل انسانی سر دفتر اهل روزگار است.با زمره علماء و عرفاء صحبت نموده و چندی طریق عشق و عاشقی پیموده. طبعش بر فنون نظم قادر و بر انواع سخن ماهر است.این چند بیت از اوست:

بیت:

می خواست آسمان پی قتلم بهانه ای

                                                در دل نهاد مهر جوانان مهوشم

خوش بودی آتش غم او گر نمی زدی

                                               سیل سرشک هر نفس آبی به آتشم

دانم که عشق او کشدم این عجب که باز

                                           دل می کشد به الفت آن شوخ دلکشم

 

و له ایضاً :

ترسم از بس جان دهند اندر ره جانان من

                                                    چون بمن نوبت رسد رحم آورد بر جان من

شرمسار از روی مرغانم که در آن گلستان

                                                       آشیانی را نهشت آه شرر افشان من »

 

***

منبع:

کتاب ریاض السیاحه-مولانا حاج شیخ میرزا زین العابدین شیروانی مست علی شاه-سال 1339-بدرالدین، حسین-انتشارات سعدی-تهران-صفحات 855 و 856

 

اخبار مرتبط

نظرات