کد خبر:8521
تاریخ انتشار:۱۶ مرداد ۱۳۹۶

به مناسبت روز خبرنگار؛قصه های پرغصه یاوران بی یاور تمامی ندارد!

صفحات دفتر زندگی ورق خورد و بار دیگر ۱۷ مرداد ماه یعنی "روز خبرنگار" فرا رسید.

صحبت از مشکل که می شود همه سفره ای از آلام به درازای تاریخ می گسترانند؛ از مادر پیر روستایی گرفته تا خانواده کودک سرطانی یا ساکنین کوچه ای که آسفالت ندارد! وقتی که دردهایشان سرباز می کند چشم ها به دنبال یک نفر می گردد که زبانش بی اختیار در برابر وی سخن بگوید و او کسی نیست جز "خبرنگار".

واژه ای که مردم و مسئولان همگی عنوانش را شنیده اند اما مصائب و مشکلاتش را کمتر.

کمتر خبرنگار آزاد و مستقلی است که به جرم دفاع از حق و حقوق مردم مورد ضرب و شتم، توهین، افترا و حتی بعضا بازداشت و زندان واقع نشده باشد.

از سرک کشیدن به مخروبه های شهر برای تهیه گزارش یا لرزیدن در سرمای جانسوز در زمستان. از انتظار کشیدن در پشت اتاق برخی مسئولان تا دعواهای بی مورد برخی دستگاه ها. از وعده های سرخرمن نهادها تا گریه های سر بر بالین شبانه...!

این حرفه وقتی جذاب تر می شود که باید به تمام این ناملایمات و سختی ها درآمد بسیار ناچیز را هم اضافه کنیم!

اما دردهای خبرنگاران قصه تازه ای نیست بلکه سال هاست که در گوش مسئولان زمزمه می شود و تاکنون طبیبی دلسوز برای درمان به خود ندیده است.

اما امروز مشکل اصلی خبرنگاران نه در اثر خشکسالی به وجود آمده نه کمبود اعتبار! مگر احترام اعتبار می خواهد؟ مگر پاسخگویی به سوالات خبرنگار و گرفتن جواب درخواست های مردمی، پول کلانی می طلبد؟ مگر رعایت عدالت رسانه ای و عدم وجود تبعیض، ارتباطی با افزایش و کاهش بودجه سه درصد نفت دارد؟

همانگونه که بارها و بارها گفته شده و صدها گوش، شنونده بودند، امروز نیز می گوییم تا جامعه مظلوم داراب بداند خبرنگاری تنها در سخنرانی و گزارش نویسی نیست بلکه در پشت همه این قصه ها، غصه ای نیز دیده می شود. غصه ای از جنس دردهای دیرینه.

بهرام جعفریان پور
مدیر مسئول داراب آنلاین

اخبار مرتبط

نظرات